//آموزش و تاثیر معجزه آسای آن

آموزش و تاثیر معجزه آسای آن

با هزاران شوق و ذوق وارد مدرسه شدم و این شروع را کمی با ذوق و بعضی وقتها با نفرت از خواندن و نوشتن ادامه دادم. کم کم با انبوهی از اطلاعات روبرو شدم . همیشه معلم و پدرو مادرم می گفتند: بخون، اما هیچ وقت بهم نمی گفتند چطوری بخونم. هیچ وقت یادم نمیاد که هیچ معلمی یا کلاسی برای یادگیری روش علمی و صحیح درس خوندن وجود داشت. زمان من خیلی همه چیز فرق می‌کرد (همچین می‌گم زمان من انگار چند سالمه !!!). من یه ماشین حساب حرفه ای خیلی عالی در اختیار داشتم، اما هیچ دفترچه راهنمایی نبود که طرز استفاده از این ماشین حساب که کارایی بالایی هم داشت رو به من آموزش بده . آرام آرام بزرگ شدم ، به هر بدبختی ای که بود درس خوندم و با ساعت ها مطالعه تونستم دبیرستان را با نمره های عالی پشت سر بگذارم. رفتم دانشگاه ،دوره لیسانس و بعدش فوق لیسانس. خوب یادمه که دوره فوق لیسانس چقدر سختی کشیدم ،چقدر اذیت شدم تا بتونم چند تا درس ساده راکه اگه فقط کمی می‌دونستم که چطور مطالعه کنم به راحتی پاس می کردم بگذرونم .(من فوق لیسانس برقالکترونیک دارم )

با گذشت روزگار و حجم سنگین مسئولیت ها و همه کارهایی که داشتم، با اینکه خیلی کتاب خوندن را دوست داشتم از کتاب هام فاصله گرفتم . هر بار که بیرون میرفتم طبق عادت و علاقه ای که از بچگی به کتاب داشتم فقط کتاب می خریدم . کتابخونه اتاقم پر شده بود از کتاب های نخونده! هر بار که تصمیم می گرفتم یکی از کتابا رو بخونم اینقدر طول میکشید که یا وسط کار رها میکردم یا آخر کتاب که می رسیدم هیچی از اول اون یادم نمی موند! حتی بعضی وقتایادم می رفت که اصل موضوع کتاب چی بود!!!

یه روز با خودم فکر کردم:

توی دنیای امروزی که سرعت پدیده خاصیه، دیگه جایی برای منی که با سرعت لاک پشتی دارم حرکت میکنم نیست!فرصت ها و موفقیت ها مال کسانی هست که با مهارت های زیادی که دارند می تونند برتری خودشان را ثابت کنند . توی روزگاری که هردقیقه در حال پیشرفته، معمولی خواندن بی فایده است چون حجم اطلاعات بیش از حد زیاد و زمان جذب و درکش بیش از حد کم شده .

خب!!!

باید کاری می کردم

باید از این ماشین حساب عالی که داشتم استفاده می کردم .اما به کسی احتیاج داشتم تا طرز کار با ماشین حساب رو به من آموزش بده . با دوستی آشنا شدم که خودش خیلی خوب از ماشین حسابش استفاده می کرد. به راحتی کتاب می خوند و هر مطلبی هم که می خواست به یاد میاورد. همیشه میگفت: مغز انسان طوری طراحی شده که می تونه تنها با یک بار خواندن کتاب همه چیز رو به خاطر بسپاره ودر زمان لازم همه چیز را به یاد بیاره.می گفت: یادت باشه انسانها نابغه به دنیا نمی آیند بلکه با به کار بردن روشهای علمی و عملی بسیاری که وجود داره میتونند زندگی خودشون رو تغییر بدهند و تبدیل به نابغه های دنیا شوند.ما باید یاد بگیریم هدفمند وبا انتخاب های درست، زندگی خوبی داشته باشیم.

خدا خیرش بده

به من استفاده درست از ماشین حساب حرفه ایم که همون مغزو حافظه ام بود را آموزش داد. تکنیک های تقویت حافظه، تمرکز، مطالعه صحیح و سریع خواندن رو آموزش داد. منم که روز به روز پیشرفت می کردم وخیلی با علاقه تمرین ها رو انجام می دادم، تونستم یک کتاب را به جای ماه ها ،یک یا دو ساعته (بستگی به نوع کتاب داره) بخونم.دیگه حالا کتابخونه اتاقم پر شده از کتاب هایی که خوندم و مهم تراینکه هر موقع هر نکته‌ای که بخوام می‌تونم براحتی به یاد بیارم.

بزرگی می‌گفت موفقیت حاصل سه چیزه: تلاش، تلاش و تلاش

اما من بعد از اون ماجرا به جرات می تونم بگم موفقیت حاصل چهار چیزه : آموزش، تلاش ، تلاش و تلاش.

یادمون باشه: هیچ قهرمانی بدون مربی قهرمان نمی‌شه!

پس ما هم برای رسیدن به اهدافمون نیاز به آموزش داریم، البته توسط یک فرد حرفه‌ای که بتونه به خوبی آموزش بده.

شاد، موفق و سربلند باشید.

By |۱۳۹۸-۲-۱۳ ۱۹:۱۵:۴۵ +۰۰:۰۰مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۷|مقالات|۰ کامنت

درباره‌ی نویسنده

کامنت بگذارید